September 16, 2009


ای شادی
آزادی
ای شادی آزادی
روزی که تو بازايی
با اين دل غم پرورد
من با تو چه خواهم کرد ؟

ای آزادی بنگر آزادی
اين فرش که در پای تو گسترده ست
از خون است
اين حلقه گل خون است
گل خون است

ای آزادی
از ره خون می آيی اما
می ايی و من در دل می لرزم
اين چيست که در دست تو پنهان است ؟
اين چيست که در پای تو پيچيده ست ؟
ای آزادی آيا با زنجير
می آيی ؟




0 Comments:

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home