November 19, 2009

دفترچه خاطرات ترکه : خیلی فقیر بودیم ،هیچ پولی نداشتیم ، مادرم قادر به زاییدن من نبود ، خاله ام مرا زایید

ترکه سرش رو می کنه داخل حجرالاسود بوس کنه ، سرش گیر می کنه , میگه گلط کردم دیگه گناه نمیکنم ، خدایا منو نخور

1 Comments:

Anonymous mohsen! said...

mage chiye!?

8:36 PM  

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home