May 9, 2011

بوی ویرانی می‌‌یاد...از ته حلقم، از عمق استخونام...
دیگه فیلم بازی کردن بسه....دیگه جواب نمیده...دیگه نمیدونم چی‌ می‌شه...دیگه جواب همهٔ سوال‌ها رو ندارم...دیگه به هیچ چیز و هیچ کس مطمئن نیستم...دیگه روزا خوشمزه نیستن....دیگه فیلم بازی کردن بسه..
ادعایِ دپرس نبودن خودش اندِ دپرسیه به قرآن...هیچ کاریشم نمی‌شه کرد

0 Comments:

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home