February 22, 2016

زيباييهاى دنيا رو هنوز راستى و شرافت ميسازن..گرچه الان سقف اسمونم كوتاهه و نفس توش كم ميارم، گرچه اين ماهها حس شكست و واموندگى همه سلولهام رو پر كرده، گرچه هيچ اميدى به باز شدن هيچ روزنه اى تو اين تاريكى مطلق ندارم..ولى ميدونم كه زيباييهاى دنيا هنوز توسط روح هاى پاك و سالم كه به زشتى و پليدى و دروغ الوده نشدند خلق ميشن...ميدونم كه بايد ياد بگيرم كه راستى تنها شرط تعامل انسانهاست و زير پا گذاشته شدنش غير قابل بخشش و توجيهه و به ياد بسپرم كه عشق گذشتن از من و يكى شدنه، ولى با و براى اونكه صافه...

حيف كه اينقدر رنجور و ناتوان شدم اين ماه ها و اثرى از اون ادم قديم در من نمونده و خدا ميدونه اين ديو پليد كه داره ذره ذره روحم رو ميخوره كى دست از سرم بر ميداره...نميدونم اين كالبد فروپاشيده رو چطور دوباره سر هم كنم و اين چينى تكه تكه رو چطور بند بزنم...راست ميگن ادمى كه از جنگ برميگرده ديگه هيچ وقت اون ادم قبل نميشه و چشماش تو هيچ ايينه اى واسش اشنا نيستن... 

0 Comments:

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home