October 31, 2015
October 26, 2015
Some people are made to fix things...to remove imbalance...to generate peace and happiness..these people never reach peace themselves, coz their fate is they don't belong to anything, no time, no place..
October 24, 2015
October 23, 2015
October 22, 2015
October 21, 2015
October 19, 2015
October 18, 2015
ما آدمها ...
همیشه خوب را برای یافتن خوبترین رها میکنیم..
غافل از اینکه خوب ،همانیست که وقتی از همه چیز و همه کس بریدی یادش می افتی..
همان کسی که که هرروز حالت را میپرسد و تو سرسری میگویی خوبم...
همان کسی که تو حضورش را همیشه دیدی و حس کردی اما ساده گذشتی...
همان کسی که وقتی که کم حوصله ای زمین و زمان را به هم میدوزد تا تو لبخند بزنی...
خوب همان کسی است که بی منت تو را دوست دارد...
که تو صدبار دست رد به سینه اش میزنی اما یکبار هم خواهشت را رد نمیکند...
خوب همانیست که طاقت قهر ندارد...
میگوید قهر اما دلش دوری ات را تاب نمی اورد...
خوب همانیست که همه احساسش را خرج تو و اطرافیانش میکند...
خوب همانیست که به جرم احساسش هرلحظه غرورش را میشکنی
دلش را میشکنی
و او دم نمیزند...
کجا با این عجله ؟! لحظه ای درنگ کن
خوب خود را با خود نمیبری؟!
خوب یک نفر است
و هرگز تکرار نمیشود
مبادا از دستش بدهی....
October 14, 2015
I want your Monday morning
sleep soaked eyes
dream drenched voice,
lazy bones
‘five more minutes please babe.’
I want your Tuesday afternoon
coffee break,
glasses off, laughter on
‘just hold me for a while
it’s been a hard day.’
I want your Wednesday evening
fingers through hair
teeth nibbling nails
neck craning, eye glazing
‘this paperwork never ends’
I want your Thursday night
drinks for two
bones unbind
muscles let loose
flats, slacks,
‘just me and you’
I want your finally Friday
stretch soul smile,
sun sipping light
from the glaciers in your eyes
fingers unfurl, hand extends
‘c’mon babe, lets go wild’
I want your weekend.
your movie marathon Saturday
reading by the fireplace
kissing in the blankets
want your Sunday morning
orange juice and pancakes
white sheets, tender skin
hair like the Fourth of July
‘let’s not get out of bed today.’
I want your ordinary
and your stress, rest, release
I want your bad day and that terrible night
I want you drunk in my arms
forgetting the place but never my name
I want your lazy and your lonely
and your fist full of fight
I want you everyday
in every way
for the rest of my life.
October 13, 2015
تقصیرِ ما نبود
عشق بی مقدمه پا در کشفمان کرد
بی آنکه بپرسد دنیایمان حرفهایمان
باورمان یکیست یا نه ؟
که بپرسد این من و تو
ما می شود یا نه ؟
چه بی فکریست این عشق
که نمی سنجد و بی مقدمه می آید
و جا خوش می کند
و می ماند
چه دیوانه ایم من که پایِ این بی فکری می ایستم
عاشقت می مانم
و مسافری می شوم که در ایستگاه می ایستد
و چشمانش به دربِ ورودی خشک می شود
تا بیاید؛ دستش را بگیرد
و بی هیچ حرفی از هرچه رفتن است
دورش کند
تقصیرِ ما نبود
مقصرِ لبخندِ تو بود
که در تمامِ خواب و بیداری و رویایِ من
از همان وقت که عشق را فهمیدم
که عشق را خواستم
پیدا بود تو؛ تنها تقصیرت این است که
همان رویایِ منی
من؛ تمامِ تقصیرم این است که
همه ی زندگی را خلاصه می کنم در تو
که می خندم برایِ تو
می بوسم برایِ تو
و آغوش تنها آغوشِ تو
و این
دنیایِ ما را از هم دور می کند
دور
October 12, 2015
I have been converted to a very awkward version of me in last couple of years..why? Well, don't asked as I'm so ashamed of it..but I am trying my best to return to my calm, fun, unique and awesome old days.. And I can't wait to see myself again.. No doubt that any disease has cures..and I started by wiping recent years out with everything and everyone in them.
Good luck saabkhoone!!
October 11, 2015
دور ميشويم هر روز..دورتر...از هم..از عشق..از ماندگارى زيبايى ها...از شيرينى و معصوميت كودكى...از شاديهاى كوچك...
دور ميشويم هر روز...دورتر...دورتر...دورتر...
October 10, 2015
This deep anger will either heal me or tear me apart...and I don't wanna let go of it for some time...
October 9, 2015
ما هميشه يا جاى درست بوديم در زمان غلط يا جاى غلط بوديم در زمان درست، و هميشه همينگونه يكديگر را از دست داده ايم....
October 7, 2015
One step closer..no doubt change of geography is what I need now...
Good things are happening since your dark presence is deleted :)
October 5, 2015
October 4, 2015
پاره پاره ميشويم هر بار، خراشهايى عميق بر روح و جانمان مي نشيند هر بار، خالى از آينده و آرزو ميشويم هر بار، از عقلانيت تهى ميشويم هر بار... و باز دل ميبنديم هر بار!!!!!
اى دل شرحه شرحه و خسته..تاب بياور..نه به اميد روزهاى خوب..تاب بياور به احترام خودت كه هميشه بزرگ بوده اى. بند بزن خودت را به اعتماد خودت و لا غير. و يقين بدان روزهاى بهترى در راه نيستند..و بپذير نسل آدمهاى آدم منقرض شده است!!